على محمدى خراسانى

12

شرح رسائل (فارسى)

واقع را مشاهده نمود يعنى مصلحت ملزمه را و يا مفسدهء ملزمه را ديد ديگر حالت منتظره‌اى ندارد و قاطعانه مىگويد : بايد امتثال كنى . نكته چهارم : بعضى از امور طريقيتشان به سوى واقع مجعول به جعل شارع است يعنى شارع آنها را طريق قرار داده و فرموده نزّله منزلة العلم و آنها عبارتند از ظنون معتبره ولى قطع طريقيتش به سوى واقع ذاتى است يعنى از خود ذات قطع مىجوشد و مجعول كسى نيست . البته بحثى است كه آيا طريقيت عين ذات علم و تمام حقيقت علم است كه العلم هو الانكشاف كما هو الحق و يا طريقيت از لوازم ذات علم است كه العلم ذات ثبت له الانكشاف ولى هركدام كه باشد با آمدن قطع طريقيت هم مىآيد و انفكاك آن از قطع محال است يعنى معقول نيست كه قطع بيايد ولى طريقيت نداشته باشد و بعدا شارع يا هر جاعل و معتبر ديگرى طريقيت را به آن اعطا كند ، خير دست جعل و اعتبار از دامان بلند قطع كوتاه است و به قول آقايان : « لا تناله يد الجعل نفيا و اثباتا » امّا اثباتا يعنى كسى نمىتواند به قطع طريقيت را بدهد زيرا قطع طريقيت را به همراه دارد و اين اعطا تحصيل حاصل است و به عبارت ديگر ايجاد الموجود است و هو محال چنان كه اعدام المعدوم محال است آرى چيزى كه موجود نيست ولى امكان وجود دارد ايجاد به آن تعلّق مىگيرد و نيز چيزى كه موجود است ولى قابل نابود شدن ، اعدام به آن تعلّق مىگيرد و گرنه ايجاد الموجود و اعدام المعدوم بىمعنا است و امّا نفيا يعنى كسى نمىتواند طريقيت را از قطع سلب كند و بگويد اين قطع تو طريقيت ندارد به دليل اينكه سلب طريقيت مستلزم تناقض است و استحالهء اجتماع نقيضين از ابده بديهيّات و مبدأ المبادى تصديقات است و با انكار آن هيچ معلوم تصديقى معتبر نيست علاوه بر اينكه مستلزم سلب الشىء عن نفسه و يا سلب لوازم ذات شىء از شىء است و اين هم از محالات است . [ توضيح